سيد حسن آصف آگاه

مقدمه 7

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

[ ترجمه ى ] مقدمه استاد كريستين بونو « به‌طور قطع ، چشمگيرترين و پرثمرترين رويدادها در آنجا [ در قاره آسيا ] به وقوع پيوست . بزرگترين افكار و انديشه‌ها در آنجا توليد شد ؛ فيلسوفان همهء اعصار و دوران‌ها ، مانند بازرگانانى كه به جستجوى ثروت رهسپار آن ديار مىشدند ، آئين و مكتب خويش را در آنجا جستند . [ . . . ] هر آنچه كه در جهان يافت مىشود از آنجاست و چيزى نيست كه از جاى ديگر آمده باشد ؛ و هر آنچه از آنجا برآمد بهتر شد ، تغيير كرد ، فزونى يا كاستى يافت . [ . . . ] زندگى در آفرينندگى و ابداع است ، جز آن هر آنچه هست فرع است . پس آسيا به خلق و ابداع برخاست و اينك خستگى اين زايمان و آفرينش سترگ را از تن به در مىكند . اما بايد اعتراف كرد كه آسيا هميشه از يك مزيت عقلانى بىبهره بوده است : اين فضيلت ، قوهء نقدى است كه ما داريم و به كار مىگيريم . شايد كه اين كاستى خود از شرايط ابتكار و آفرينندگى باشد ؛ شايد براستى نمىتوان هردو فضيلت را باهم داشت . [ . . . ] امروز ، اين قوهء نقد ، توانايى اصلى و صفت غالب ماست ، به طبع و سرشت ما شكل مىبخشد ؛ و سرچشمهء همهء غرور و مباهات ماست . هرگز كسى نتوانسته است چون ما بياموزد كه چگونه بايد طبقه‌بندى ، مقايسه ، ارزشيابى و قضاوت كرد . اما در حقيقت ، كافى است كه يك خطاى كوچك و ناچيز در ابتداى راه مرتكب شويم تا تمام نتيجه‌گيرىهاى ما غلط از آب دربيايد . به همين دليل است كه هر ده سال يك بار همهء اين نتيجه‌گيرىها را تغيير مىدهيم ، اما هرگز نه در مزيت و كمال كارمان و نه در برترى جهانى روشمان شك نمىكنيم . [ . . . ] من نمىگويم كه اروپايىها طرز تفكر غلطى دارند ، اما وقتى توانايى فطرى يا بهتر است بگوييم غريزهء آسيايىها را براى به تصور آوردن چيزهايى به اين عظمت و بزرگى [ . . . ] در نظر بگيريم ، من فكر مىكنم كه روش زندگى آنها به همان اندازه قابل احترام است زيرا اگر غريزهء آنها وجود نداشت و به كار نيافتاده بود ، ما چيزى براى تجزيه و تحليل ، پذيرش و انكار ، فهميدن و دريافتن نداشتيم . » اين ملاحظات كه محصول اقامت كوتاه اما پربار كنت آرتور دو گوبينو « 1 » در ايران است ، در

--> ( 1 ) . uaeniboG ed ruhtrA etpmoc